پرش به محتوا

استخوان‌بند

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /استخوان/بند/

صفت

[ویرایش]

استخوان‌بند (قدیم)

  1. (پزشکی): شکسته بند. سینوقچه.
    بامداد استخوان‌بند را بیاوردند تا ببندد، مرد استخوان‌بند دست و پایش را می‌بست. «فخر مدبر»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن