پرش به محتوا

استخوان خردکن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /استخوان/خُرد/کُن/

صفت

[ویرایش]

استخوان‌خرد‌کن (مجاز)

  1. (گفتگو): باعث آزار و اذیت شدید.
    جاده‌های استخوان خرد کن تا امامزاده هنوز ... شروع نشده بود. «جعفر شهری»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن