پرش به محتوا

استدامه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِدامِه/

اسم مصدر

[ویرایش]

استدامه (قدیم)‎

  1. دوام یافتن، ادامه پیدا کردن، دوام، پایداری. استدامت.
  2. همیشه خواستن، پیوسته خواستن، دوام چیزی را خواستن.
  3. به درنگ انداختن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین