پرش به محتوا

استرحام کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /استرحام/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

استرحام‌کردن

  1. استرحام.
    از مردم استرحام می‌کرد و رجا داشت که گوش به حرفش بدهند. «جمال‌زاده»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن