پرش به محتوا

استعلاج

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِعلاج/

اسم مصدر

[ویرایش]

استعلاج

  1. علاج و درمان خواستن. معالجه کردن. درمان بیماری طلبیدن. چاره‌جویی.
    در استعلاج نخست به شرح حال و اسباب و علل ناخوشی می‌پرداخت. «امین‌الدوله»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین