پرش به محتوا

استفاضه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِفاضِه/

اسم مصدر

[ویرایش]

استفاضه (قدیم)

  1. فیض بردن، طلب فیض کردن، بهره‌مند شدن.
    برای استفاضه به محضر پُر افاضه درس ... می‌رفتم. «دهخدا»
  2. عطا خواستن.
  3. فاش و منتشر شدن خبر.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین