پرش به محتوا

استلام کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستلام/کردن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

استلام‌کردن (قدیم)

  1. استلام.
    خدمتکار توقیع عالی را که حجرالاسود است ... استلام کرد و بوسه داد. «خاقانی شروانی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن