پرش به محتوا

استنساخ کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِنساخ/کردن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

استنساخ‌کردن

  1. استنساخ.
    از روی همان آجرهای کتابخانه شهر خورساباد استنساخ کرده‌اند. «جمال‌زاده»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن