پرش به محتوا

استنکاف کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستنکاف/کردن/

مثدر فعل لازم

[ویرایش]

استنکاف‌کردن

  1. استنکاف.
    به عنوان یک پهلوان سرگردان نمی‌تواند از قبول آن استنکاف کند. «محمد قاضی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن