پرش به محتوا

استوار آمدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اُستُوار/آمدن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

استوار‌آمدن (قدیم)

  1. درست و صحیح به نظر رسیدن.
    یک‌یک برخلاف این از وی خبر می‌دادند و صاحب را استوار نمی‌آمد. «نظامی عروضی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن