پرش به محتوا

استوار شدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اُستُوار/شدن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

استوارشدن

  1. محکم شدن، مستحکم شدن.
    در آن دوران هنوز پایه‌های دیکتاتوری استوار نشده بود. «بزرگ علوی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن