استوار کاری
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /اُستُوار/کاری/
حاصل مصدر
[ویرایش]استوارکاری (قدیم)
- عملِ استوار کار.
- پادشاه به چند چیز به مراد و کام خود برسد. «محمد بخاری»
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن
استوارکاری (قدیم)