پرش به محتوا

استوار کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستُوار/کردن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

استوارکردن

  1. محکم کردن، استحکام بخشیدن.
  2. (قدیم): بستن، مسدود کردن. تأیید کردن، تصدیق کردن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن