پرش به محتوا

استکمال کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستِکمال/کردَن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

استکمال‌کردن (قدیم)

  1. استکمال.
    سیاستِ پادشاهی از آنجا استکمال می‌کنم و مزاج ملک بر حالِ اعتدال می‌دارم. «واروینی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن