پرش به محتوا

استیضاح کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستیضاح/کردن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

استیضاح‌کردن (سیاسی)

  1. استیضاح.
    وزیر فرهنگ را استیضاح می‌کنم. «آل‌احمد»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن