پرش به محتوا

استیناف کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِستیناف/کردن/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

استیناف‌کردن (قدیم)

  1. استیناف.
    سفرا در اختلاف آمدند و استیناف کار مصالحت و ائتلاف کردند. «جوینی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن