پرش به محتوا

اسعاد

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِسعاد/

اسم مصدر

[ویرایش]

اسعاد (قدیم)

  1. یاری کردن، مساعدت کردن، مبارکی، کمک، یاری.
    چون اسعادِ بخت با تو نبینند ... راست‌های تو را دروغ شمارند. «وراوینی»
  2. نیکبخت گردانیدن.‌

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین