پرش به محتوا

اسپری شدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه‌ لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِسپَرِی/شدَن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

اسپری‌شدن (قدیم)

  1. به پایان رسیدن.
    اگر گنج‌ قارون بُوَد، هم روزی اسپری شود. «عنصرالمعالی»
  2. اِسپِری شدن: افشانده شدن، پاشیده شدن.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن