پرش به محتوا

اسیر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]
اسیران تحت‌الحفظ بسوی قربانگاه

ریشه لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /اَسِیر/

صفت

[ویرایش]

اسیر

  1. آنکه در دست دشمن گرفتار است، یا توانایی رها شدن از موقعیت نامطلوب و نامناسبی که در آن است، ندارد. جمع: اسراء، اسیران.

کهن‌واژه

[ویرایش]
  1. اسیر ممکن است در زبان معیار باستان به دو بخش اَ - سیر قابل تجزیه است، و به معنی پایین کشیدن تلویحاً پایین کشیدن شلوار است.

واژه‌های مستق شده

[ویرایش]
  1. اسیری، اسیرک، اسیر و عبیر، اسیر خاک، اسیر شدن، اسیر کردن



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ لغت معین/ فرهنگ بزرگ سخن