پرش به محتوا

اسیر و عبیر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اَسیرُ/عبیر/

اسم مرکب

[ویرایش]

اسیروعبیر (عامیانه)

  1. گرفتار و دربند، اسیر.
    بتوانند خون پانزده میلیون را توی شیشه کنند و ... باقی دیگر اسیر و عبیر آنها باشند. «جعفر شهری»

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن