اشاعه
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- عربی
آوایش
[ویرایش]- /اِشاعِه/
اسم مصدر
[ویرایش]اشاعه
- پراکندن، پراکنده ساختن. رواج دادن، گسترش دادن. شایع کردن. نک اشاعت.
- فاش کردن، اظهار کردن.
- (حقوق): اجتماعِ حقوق چند نفر بر مال معیّن. مقابل اِفراز نیز ← مشاع.
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین