پرش به محتوا

اشکاری

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِشکاری/

صفت نسبی

[ویرایش]

اشکاری (قدیم)

  1. منسوب به اشکار؛ جانوری که آن را شکار می‌کنند.
    شیر دنیا جویَد اشکاری و برگ/ شیر مولیٰ جویَد آزادی و مرگ. «مولوی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن