پرش به محتوا

اشکنجه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • ایرانی

آوایش

[ویرایش]
  • /اُشکَنجه/

اسم مصدر

[ویرایش]

اشکنجه (قدیم)

  1. شکنجه.
    این همه از آنست که از آن ملامت و اندیشه افزاید و طبع در اشکنجه باشد. «نظام‌الملک»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن