پرش به محتوا

اشکنک

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • ایرانی

آوایش

[ویرایش]
  • /اِشکِنَک/

اسم مرکب

[ویرایش]

اشکنک

  1. (عامیانه): اشکلک.
    بازی اشکنک دارد، سرشکستی دارد. «بزرگ علوی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن