پرش به محتوا

اشک جوشیدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَشک/جوشیدن/

اسم مرکب

[ویرایش]

اشک‌جوشیدن

  1. اشک از چشم کسی جوشیدن یعنی گریه کردناو.
  2. دست حوری ... دور شانه رضا حلقه میشود و اشک از چشم حوری می‌جوشد. «محمود دولت‌آبادی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن