پرش به محتوا

اشک نشستن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَشک/نشستن/

اسم مرکب

[ویرایش]

اشک‌نشستن

  1. اشک در چشم کسی نشستن یعنی اشک در چشم کسی حلقه زدن.
    ننه ... با دیدن چشم سرخ اکبر ... اشک در چشمانش نشست. «درویشان»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن