پرش به محتوا

اصابت کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِصابت/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

اصابت‌کردن

  1. برخورد کردن.
    گلوله به دستش اصابت کرد. مستوفی الممالک.

واژه‌های مشتق شده

[ویرایش]

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن