پرش به محتوا

اصدار افتادن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِصدار/افتادن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

اصدارافتادن (قدیم)

  1. فرستاده شدن.
    نامه‌ای ... بدان حضرت ... اصدار افتاد. «نورالدین منشی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن