پرش به محتوا

اصطناع کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اِصطناع/کردن/

اسم مرکب

[ویرایش]

اصطناع‌کردن

  1. اصطناع کردن کسی را یعنی نیکی کردن به او.
    در آن باید کوشید که آزاد مردان را اصطناع کند و تخم نیکی بپراکند. «بیهقی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن