پرش به محتوا

اصغر

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • گیرش‌شده از بهاری: آسغر

آوایش

[ویرایش]
  • /اَصغَر/

صفت

[ویرایش]

اصغر

  1. کوچکتر، خردتر، کوچک. صغری، یا علم اصغر. بشر، انسان.صغیر، مفردِ اصاغره، اصغرون، [۱]



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن

پانویس

[ویرایش]
  1. لقب ابو يزيد طيفور بن آدم بن عيسیٰ بن علی زاهد بسطامی بود چنانکه ياقوت در معجم البلدان ذيل بسطام نام و نسب ويرا بدينسان آورده است: ابو يزيد طيفور بن آدم بن عيسیٰ بن علی زاهد البسطامی الاصغر . صاحب روضات الجنات مينويسد: و بنابرين ممکن است ابو يزيدی که معاصر مولانا صادق (ع)
    1. و صاحب سقايه خانه وی بوده بزرگتر از دوبايزيد که از حيث زمان نسب به دو بايزيد ديگر متاخر است اصغر است.
    2. از شاعران قرن نهم هجری بود و امير عليشير نام ويرا ذيل بدينسان آورده است: والد مير غياث‌الدين عزيز و از نقباي مشهد مقدس است و ميگويند بسيار سفيه و بد زبان است.