پرش به محتوا

اصفاد

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَصفاد/

اسم

[ویرایش]

اصفاد (قدیم)

  1. بند سخت برنهادن، عطا دادن.
  2. بندها، غل‌ها. زنجیرها. جمع صَفَد و صفاد.
    دید که یکی را با اصفاد . اغلال از دوزخی بیرون کرده به دوزخی دیگر می‌بَرَند. «احمد افلاکی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین