پرش به محتوا

اصل کاری

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اَصل/کاری/

صفت نسبی

[ویرایش]

اصل‌کاری

  1. (گفتگو): اصلکار، اصل.
    این چیزها را که گفتی خوب انجام دادی، اما اصل‌کاری مانده.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن