پرش به محتوا

اطعمه

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

آوایش

[ویرایش]
  • /اَطعِمِه/یا/اَطعَمِه/

اسم مرکب

[ویرایش]

اطعمه

  1. غذاها، خوردنی‌ها، خوراک‌ها، مفردِ طعام مقابل اشربه. اطعمة.
    در میان آن همه اطعمه لذیذ و آن همه اشربه خنک و گوارا ... از گرسنگی رنج می‌بَرَم.‌«محمد قاضی»



ترجمه

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین