اطلاع مفروض
ظاهر
فارسی
[ویرایش]حوزه: [زبانشناسی]
- در ساخت اطلاع جمله، اطلاعی که از دید گوینده یا نویسنده برای شنونده یا خواننده آشناست و از آن خبر دارد
متـ . اطلاع کهنه old information.
منابع
[ویرایش]«اطلاع مفروض» همارزِ «given information»؛ منبع: گروه واژهگزینی و زیر نظر حسن حبیبی، دفتر سوم، فرهنگ واژههای مصوب فرهنگستان، تهران: انتشارات فرهنگستان زبان و ادب فارسی، شابک ۹۶۴-۷۵۳۱-۵۰-۸