اطلال
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- گیرششده از بهاری: اَطلال
آوایش
[ویرایش]- /اَطلال/
اسم
[ویرایش]اطلال (قدیم)
- آثار بجا مانده از خانهها و بناهای خراب شده. آنچه از عمارت و بنل بر پا مانده باشد. جمعِ طلل.
- قصهای جز عجز و استیصال نه/ نامی از هستی بجز اطلال نه. «پروین اعتصامی»
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین