اعتصاب کردن
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- (فارسی/عربی)
آوایش
[ویرایش]- /اعتصاب/کردن/
مصدر فعل لازم
[ویرایش]اعتصابکردن
- (سیاسی): اعتصاب.
- آموزگاران مدارس، به جهت دیر رسیدن حقوق خود، اعتصاب میکردند. «حمدالله مستوفی»
| ترجمه | ||||||||
|---|---|---|---|---|---|---|---|---|
| ||||||||
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن