پرش به محتوا

اعلاق

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَعلاق/

اسم

[ویرایش]

اعلاق (قدیم)

  1. چیزهای گرانبها و قیمتی. چیزهای نفیس. غلاف‌های شمشیر. جمعِ عِلْ.
    سرافسار زر و دیگر انواع اعلاق. «جرفادقانی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین