پرش به محتوا

اعلم

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]

گیرش‌شده از بهاری: اعلِم

آوایش

[ویرایش]
  • /اَعلَم/

صفت

[ویرایش]

اعلم

  1. عالِم‌تر، داناتر. عالِمترین، داناترین.
    نزد امام‌الحرمین، که اعلمِ عُلمای آن شهر بود، به کسب عِلم مشغول بود.

شد.‌ «مجتبی مینوی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن

[[رده:اصطلاحات با پیشوند اَع}}