پرش به محتوا

افاقه کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /افاقه/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

افاقه‌کردن

  1. فایده داشتن.
    می‌بایست پدر گوشش نقاره بزنند ... ولی این هم افاقه نکرد. «اسلامی ندوشن»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن