افتاده
ظاهر
فارسی
[ویرایش]ریشه لغت
[ویرایش]- فارسی
آوایش
[ویرایش]- /اُفتادِه/
صفت مفعولی
[ویرایش]افتاده
- صفت از افتادن؛ ویژگی آنچه به سمت پایین سقوط کرده، یا آنکه به زمین خورده است.
- زمین خورده. از پا درآمده. فروتن، متواض
- مصروع، کسی که دچار صرع شده باشد.
- اطلاق شده.
منابع
[ویرایش]- فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین