پرش به محتوا

افتراع کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /افتراع/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

افتراع‌کردن (قدیم)

  1. افتراع.
    در وصف اینحال، قصاید غرا و معانی عذرا اختراع و افتراع کردند. «جرفادقانی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن