پرش به محتوا

افراخته

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَفراخته/

صفت مفعولی

[ویرایش]

افراخته

  1. صفت مفعولی از افراختن، بلند کرده. بالا برده. آنچه در بالا یا رو به بالا نگهداشته شده، افراشته.
    با جبهه گشاده و گردن افراخته قرار گرفته بود. «جمال‌زاده»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن/ فرهنگ لغت معین