پرش به محتوا

افرنگ شدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /افرنگ/شدن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

افرنگ‌شدن (قدیم)

  1. (مجاز): نامسلمان و بی‌ایمان شدن.
    گر کافری می‌جویدَت ور مؤمنی می‌شویدَت/ این گو برو صدّیق شو و آم گو برو افرنگ شو. «مولوی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن