پرش به محتوا

افسار زدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /افسار/زدن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

افسارزدن

  1. بستن افسار به گردن.
  2. (غیرمؤدبانه): مطیع کردن.
    زن حسابی افسارش زده. مرد اصلاً جرئت حرف زدن ندارد.

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن