پرش به محتوا

افسد

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اَفسَد/

صفت

[ویرایش]

افسد

  1. فاسدتر، تباه تر. دفع یا دفع افسد.
    عینکی از نمک ترکی اختراع نمود که دفع افساد را به افسد می‌کرد. «صادق هدایت»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن