پرش به محتوا

افسون خواندن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /افسون/خواندن/

اسم مرکب

[ویرایش]

افسون‌خواندن

  1. افسون بر کسی خواندن، کلمات سِحر و جادو خواندن و بر او دمیدن.
    افسون بر طبیب‌ها خواندی و ... به هر که بدادی بر خویشتن مفتون کردی. «حاسب طبری»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن