پرش به محتوا

افسون شدن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /افسون/شدن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

افسون‌شدن

  1. سِحر و جادو شدن؛ از سِحر و جادو اثر پذیرفتن.
    نرم و تسلیم شد همچون ماری که افسون میشود. «جعفر شهری»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن