پرش به محتوا

افگانه کردن

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • فارسی

آوایش

[ویرایش]
  • /افگانه/کردن/

مصدر فعل لازم

[ویرایش]

افگانه‌کردن (قدیم)

  1. سقط جنین کردن.
    به یک بار که زن باردار افگانه بکرد، از نطفه پذیرفتن و فرزند زادن باز نمانَد. «خاقانی شروانی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن