پرش به محتوا

افیون زده

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • (فارسی/عربی)

آوایش

[ویرایش]
  • /اَفیون/زده/

مصدر فعل متعدی

[ویرایش]

افیون‌زدن (قدیم)

  1. آنکه افیون در او اثر کرده است.
    آوخ آوخ کز مَی مستیم/ افیون زده و خواب و سستیم.‌ «اشعار مطبوعاتی»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن