پرش به محتوا

اف‌لک

از ویکی‌واژه

فارسی

[ویرایش]

ریشه لغت

[ویرایش]
  • عربی

آوایش

[ویرایش]
  • /اف‌لَک/

شبه جمله

[ویرایش]

اف‌لک (قدیم)

  1. در موردی که بخواهند کسی را سرزنش کنند، گفته میشود؛ بدا بحال تو.
    بنای سرکوفت و اف‌لک و ویل‌لک را می‌گذاشتند. «جمال‌زاده»

منابع

[ویرایش]
  • فرهنگ بزرگ سخن